آكادمي عربي - آموزش عربي آكادمي عربي - آموزش عربي .

آكادمي عربي - آموزش عربي

كلمات پرسشي در زبان عربي

 همانطور كه از عنوان پيداست در مقاله كلمات پرسشي در زبان عربي قرار است با كلماتي آشنا شويم كه با استفاده از آنها مي توانيم سوالات خود را در هر زمينه اي بيان كنيم.مي خواهيم انواع كلمات پرسشي و معانيشان را بشناسيم و بدانيم در جواب آنها بايد از چه كلماتي استفاده كنيم.

 

انواع كلمات پرسشي:
۱. «هَل، أ»:
اين دو كلمه، حرف هستند و هر دو به معناي «آيا» مي باشند كه در جواب آنها «نَعَم يا لا» مي آيد.

مثال:

هَل هذه شجرةُ الرُّمّان؟ نَعَم؛ هذه شجرةُ الرُّمّان. / هَل هُنا مَدينةٌ؟ لا، هُنا قَريَةٌ.

أ هذا جُنديٌّ؟ نَعَم؛ هذا جُنديٌّ. /  أ هذه، حَقيبةُ المَدرَسةِ؟ لا هذه، حَقيبةُ السَّفَر.

 

 

تفاوت هَل و أ چيست؟
 

در عربي دبيرستان و در كنكور تنها دانستن معني اين كلمات و اينكه در جوابشان چه چيزي مي آوريم كافي است. اما براي علاقه مندان و بهتر درك كردنشان بيشتر توضيح مي دهم. پيشنهاد مي كنم اگر نمي خواهيد مطلب اضافه ياد بگيريد اين مطالب را رد كنيد.

 
تفاوت اين دو كلمه در موضوع مورد پرسش است. به مثال زير دقت كنيد:

وقتي مي گوييم: هل زيدٌ في الدّار؟ در مورد شخص زيد سوال مي پرسيم يا در مورد اينكه زيد كجاست؟

با وجود حرف «هَل» متوجه ميشويم كه سوال در مورد اين است كه آيا زيد در خانه است؟ يا نه! در جاي ديگري است؟

اما وقتي مي گوييم: أ زيدٌ في الدّار؟ در مورد شخص زيد سوال مي پرسيم؛ يعني كسي كه در خانه است آيا زيد است يا غير او؟

بنابراين «هَل» براي وقوع نسبت (نسبت در خانه بودن به زيد دادن) و «أ» براي غير نسبت به كار مي رود هر چند كه علما مي گويند حرف «أ» براي هردو مورد به كار مي رود اما ادامه اين مبحث از حوصله اين مقاله خارج است و تا همينجا بسنده ميكنم.

براي خواندن كامل مقاله «كلمات پرسشي در زبان عربي» به سايت آكادمي عربي مراجعه كنيد.

آدرس سايت: arabiacademy


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۸ شهريور ۱۴۰۲ساعت: ۰۷:۵۵:۲۲ توسط:آكادمي عربي موضوع: نظرات (0)

معرب و مبني

 زمانيكه اسم ها به دو دسته معرب و مبني تقسيم مي شوند يعني قرار است تحليل صرفي يا تجزيه يا ظاهركلمه را بررسي كنيم. 

تعريف معرب و مبني
ابتدا با كلمات معرب شروع مي كنم:

كلماتي هستند كه تمام حركات اعراب (مرفوع، منصوب، مجرور، مجزوم) در آخرشان ظاهر مي شود.

 

* اين نكته را ياد آوري كنم كه حركات اعراب با توجه به نقشي كه كلمات در جمله مي گيرند يا عواملي كه در جمله بر حركت آخرشان تأثير مي گذارد مشخص مي شوند.

 

كلمات معرب همان افراد غير اصيل ما هستند يعني افرادي كه با تغيير موقعيت اجتماعيشان رفتار هايشان نيز تغيير مي كند.

مثالي ميزنم تا بهتر متوجه شوي:

“التّلميذُ” جَلَسَ علي الكرسي: دانش آموز روي صندلي نشست.

 

رأيتُ “التّلميذَ”: دانش آموز را ديدم.

 

تَكَلَّمتُ عن “التّلميذ”: در مورد دانش آموز سخن گفتم.

 

به حركات انتهاي تلميذ در جملات مختلف دقت كن؛ با توجه به جايگاهش، اعراب مربوط به همان جايگاه را در انتهاي خود ظاهر كرد.

 

بايد اشاره كنم كه تمام كلمات معرب هستند جز چند مورد كه پيش تر به آنها اشاره مي كنم:

كلمات مبني كلماتي هستند كه آخرشان با يك حركت يا سكون ثابت باقي مي ماند بدون اينكه عاملي بر آن تأثير بگذارد.

 

به مثال توجه كن:

ذَهَبَ هولاءِ الرِّجال: اين مردان رفتند.

رأيتُ “هولاءِ” التّلاميذَ: اين دانش آموزان را ديدم.

ذَهَبتُ إلي “هولاء” الأشخاص: به سوي اين اشخاص رفتم.

همانطور كه مشاهده مي كني با اينكه هولاء جايگاهش در جمله تغيير كرده و نقش هاي مختلفي به خود گرفته اما انتهايش تغييري نكرده است.

 

بله! كلمات مبني در عربي همانند افراد اصيلي هستند كه هيچ چيزي نمي تواند آنها را تغيير دهد و در هر جايگاهي قرار بگيرند هماني كه هستند باقي مي مانند.

براي خواندن كامل مقاله «معرف و مبني» به سايت آكادمي عربي قسمت مقالات مراجعه فرماييد.

آدرس سايت: arabiacademy.ir


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۲ شهريور ۱۴۰۲ساعت: ۱۰:۴۱:۴۹ توسط:آكادمي عربي موضوع: نظرات (0)

اسلوب شرط و ادوات آن

قبل ازينكه بريم سراغ موضوع اسلوب شرط و جمله شرطيه، توضيح مختصري براتون ميدم كه ببينيم اصلا با چي طرفيم! آماده اين؟ بريم …

يه موقع هايي هست كه ما قصدمون اينه كه براي مخاطبمون يا خودمون يا شخص غايب، شرط بزاريم.

براي شرط گذاشتن لازمه كه نحوه بيان كردنمون بصورت شرطي باشه تا شنونده به مفهوم شرطي بودن اون پي ببره.

حالا چجوري بيانمون شرطي بشه؟

در زبان فارسي براي بيان كردن جملات شرطي از حرف اضافۀ (اگر) استفاده مي‌شود.

«اگه با مثال براتون توضيح بدم بهتر متوجه مي‌شيد»:

برگرديد بالا و جمله داخل پرانتز رو بخونيد. آهان حالا شد!

اين جمله اي كه تو پرانتز نوشتم شرطيه! شرطي كه براي خودم گذاشتم اينه: «توضيح دادن براي شما».

يك شرط هميشه نتيجه اي به دنبال داره؛ كه توي اين جمله، نتيجه انجام شرط اينه كه «بهتر متوجه مي‌شيد».

در جمله هاي شرطي وقوع يك كار (يعني: نتيجه)، به وقوع كار ديگري (يعني: شرط) بستگي دارد.

حالا به اين مثال دقت كنيد:

مادري به فرزندش ميگه: «اگر شيطوني نكني، به شهربازي مي برمت.»

شيطوني نكردن، شرطِ رفتن به شهربازي براي مخاطبه. يعني رفتن به شهربازي، نتيجه شيطوني نكردنه.

 

خُب! حتما منظور از اسلوب شرط رو كامل متوجه شديد. حالا بريم سراغ اين اسلوب در زبان عربي:

اين مبحث، درس ۲ عربي يازدهم در رشته هاي انساني و عموميه. قراره چه چيزايي تو اين مبحث ياد بگيريم؟ ساختار جمله شرطيه در زبان عربي، و نحوه ترجمه آن و ميخواهيم بدانيم كه چرا يادگيري اين مبحث مهم است.

 
 

اسلوب و ادوات شرط در زبان عربي
براي بيان اسلوب شرط در زبان عربي بايد با ساختار شرط آشنا بشيم.

 

ساختار شرط
ادات شرط + فعل شرط + جواب شرط

توضيح: قسمت پيشگفتار در مورد حرف اضافه «اگر» باهاتون صحبت كردم. حرف «اگر» معادل  ادوات شرط در عربيه كه جلوتر باهاشون آشنا ميشيم.

 

بعد از اون درمورد شرط و نتيجه بهتون گفتم. تو زبان عربي به جمله اي كه مفهوم شرط داره ميگوييم «فعل شرط» و به نتيجه اي كه فعل شرط به دنبال داره ميگوييم «جواب شرط».

حالا منظورمون از ادوات شرط چيه؟

براي خواندن ادامه مقاله «اسلوب شرط و ادوات آن»به سايت آكادمي عربي قسمت مقالات مراجعه كنيد.

آدرس سايت: arabiacademy.ir


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۴ شهريور ۱۴۰۲ساعت: ۱۰:۵۹:۳۸ توسط:آكادمي عربي موضوع: نظرات (0)

فعل لازم و متعدي

 براي اينكه وارد اين مبحث شويم بهتر است ابتدا مبحث جمله فعليه و اجزاي آن را بدانيم.نقش كليدي در اين مبحث مفعول است و همه چيز به بود و نبود آن بستگي دارد. برويم سراغ اصل مطلب:

 

 

فعل گذرا و ناگذر
معادل فعل لازم در فارسي فعل ناگذر و معادل فعل متعدي فعل گذرا به مفعول است.

فعل ناگذر فعلي است كه براي كامل شدن معنايش فقط به نهاد نياز دارد و فعل گذرا به مفعول فعلي است كه علاوه بر نهاد به مفعول نيز نياز دارد.

 

به مثال ها توجه كنيد:

علي آمد، محمد خوابيد، شيشه شكست

[علي، محمد و شيشه] نهاد و [آمد، خوابيد، شكست] فعل هاي ناگذر هستند.

علي كتاب را آورد، درس را خواندم، شيشه را شكاندي

[آورد، خواندم، شكاندي] فعل هاي گذرا هستند كه مفعول هايشان به ترتيت [ كتاب، درس، شيشه] مي‌باشد.

 

حال ميخواهم سوالي از شما بپرسم! بنظر شما معادل نهاد در زبان عربي و در اين بخش، كدام نقش از نقش ها مي باشد؟

براي خواندن مقاله (فعل لازم و متعدي) رو اسم آن كليك كيند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۸ شهريور ۱۴۰۲ساعت: ۰۵:۱۷:۲۴ توسط:آكادمي عربي موضوع: نظرات (0)

اسم تفضيل در عربي

 وقتي در زبان عربي اسم تفضيل به گوشمان مي خورَد بايد بدانيم كه منظور همان صفت برتر و صفت برترين در زبان فارسي است. 

 

حال برويم و ببينيم صفت برتر و صفت برترين چه نوع اسم هايي هستند.

 

 

 

 

 

 

 

اسم تفضيل در زبان فارسي
 

 

هرگاه بخواهيم دو فرد يا دو چيز را باهم مقايسه كنيم و يكي را بر ديگري برتري بدهيم از صفت برتر استفاده مي كنيم. و در اين حالت نشانه “تر” را به انتهاي صفت اضافه مي كنيم.

 

 

 

 

مثال: خوب تر، بدتر

 

 

در زبان عربي براي مقايسه بين دو چيز از تركيب “أفعَل مِن” استفاده مي كنيم. حتي اگر مقايسه بين دو اسم مونث باشد و همواره به شكل مفرد مي آيد.

 

 

مثال: فاطمة أكبر من زينب: فاطمه از زينب “بزرگتر” است.

 

 

هرگاه بخواهيم چيزي را با چيز هاي ديگر هم مرتبه خودش و از نوع خودش بسنجيم از صفت برترين استفاده ميكنيم و “ترين” را به انتهاي صفت اضافه مي كنيم.

 

 

مثال: تنهايي دشوار ترين مصائب است.

براي مشاهده ادامه مطلب اينجا كليك كنيد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ شهريور ۱۴۰۲ساعت: ۰۱:۴۹:۲۸ توسط:آكادمي عربي موضوع: نظرات (0)